غزل سَرور مُلک فتی به مناسبت شهادت مولای متقیان امام علی (ع)

خرید بک لینک

غزل سَرور مُلک فتی

آن مسیحا که دَمد جان ، نفس و بوش کجاست
وآنکه مانَد نفس از حیرت جادوش کجاست

خنجر حُسن که دارد طمع ِ بوسه بسی است
ذوالفقاری که شوم ، طعمه ی ابروش کجاست

تیره شد حال دل از غربت و جانم بگرفت
او که می ساخت سحر ، پرتویی از روش کجاست

نستانم به دو سنگی ، بر و آغوش سخیف
وارث مُشک ختن ، با قد ِ آهوش کجاست

گشته همراه برادر، دل ِ این چاه سیاه
آن زلیخا که کُند چاره ز گیسوش کجاست

« باقیا » در طلب عشق چه کوشی به فلاح
عاشقی کو بچشید عافیت از خوش کجاست

تا دهد آب جلا بر، دل درویش غمین
سَرور ِ مُلک ِ فتی ، با دَم ِ یا هوش کجاست

شاعر : داود احمدی-باقی

زبان و ادبیات فارسی شادگان...

ما را در سایت زبان و ادبیات فارسی شادگان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 224 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 21:12

صفحه بندی