کوچه گرد غربت و غم ها شدم در میان دشمنان تنها شدم من سفیر کاروان لاله ام پیک ایثارم، زبان لاله ام کوچه ها تاریک و سرد و من غریب مانده ام تنهای شهر، امن یجیب یک نفر حتی مرا همراه نیست همنوایم جز حضور ماه نیست بی وفاها یک نفر همت کند میهمان کوفه را دعوت کند رسمتان شاید که مهمان کشتن است یا فقط شمشیرتا...